خرید بک لینک
کربلایی توبره بر پشت و بار و بنه بر شتر نهاده، راهی چاهداشی شده بود تا مراقب کشتزارهای گندم کریم باشد. گوسفندان هم از قبل در همان حوالی بودند تا از برکت گندمزار به نوایی برسند. از ماترک پدری مالدار و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صفری تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:31

سریال بررسی از مرجع پایتخت طبق کپی رایت تمام شد. از جنبه های ایدئولوژیک کار و موفقیت در نمایش چهره مخوف داعش که بگذریم، به نظر می رسد این شماره از سریال برخلاف شماره های قبل که روایتهایی مستندگونه از زیست و فرهنگ اجتماعی شهرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:42

دمدمه های عید بوی زنجبیل در خانه می پیچید و بچه ها نظاره گر دستهای مهربان پدر بودند که تکه های زنجبیل خشک را در هاون برنجی می کوبید تا مادر برای عید کلوچه بپزد. بساط کلوچه پزی به سرعت آماده می شد. مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:42

ناآرامیهای سیاسی اخیر را به هر نام که بخوانیم، به اعتقاد من یک مانع بزرگ بر سر راه هرگونه تغییرسیاسی در ایران وجود دارد: مانعی ساختاری در مقابل اعمال حق حاکمیت مردم بر سرنوشت سیاسی خویش. این حق طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی محدود شده و صراحتا از حاکمیت خداوند سخن به میان آمده است که توسط ولی فقیه قابل اعمال و اجراست. اما آیا با فرض نبود هیچگونه مانع قانونی، مردم ایران توان اعمال حاکمیت بر سرنوشت سیاسی خویش را دارند؟ اندیشه سیاسی ایرانی همیشه توجیه گر حکومت مطلقه فردی بوده است. اندیشمندان و اندرزنامه نویسان سیاسی ایران از دیرباز برای شهریار ایرانی یا همان شاه آرمانی خصوصیات متعددی برشمرده اند که برخورداری از فره ایزدی و اتصاف به عدالت و دوری از ظلم از مهمترین ویژگی های آن بوده است. شاخه ای از فقه ایرانی هم در پیوند همین اندیشه با نظریه امامت شیعی و تداوم آن در عصر غیبت به ابداع نظریه ولایت فقیه به عنوان مبنای فکری نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخت و حتی بنیانگذار جمهوری اسلامی در یک جمله مشهور توصیه کرد : پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد. دقت کنید که در آن جمله سخنی از آسیب به دین و اسلام مطرح نشده بلکه صراحتا به آسیب مملکت اشاره شده است. به این ترتیب حاکمیت ایرانی واجد دو خصیصه است: اولا به عنوان یک حق متعلق به خداست ، ثانیا توسط یک فرد واجد شرایط اعمال می شود. با وجودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صفری تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 15:24

این روزا کمتر کسی از خوشبختی حرف می زنه، اما تا دلت بخواد همه از خوشحالی حرف می زنند. آدمای خوشحال مخصوصا از نوع مصرف کننده ش ( که باید بگم بیشتر خوشحالا به این قشر تعلق دارند) به ریشه های خوشحالی خود کاری ندارند. جامعه پیش چشمای من و هم نسلای من به جایی رسیده که خیلی از بزرگترا جون می کنند تا بچه هاشون خوشحال باشند یا خوشحال بنمایند.... حداقل ابزار خوشحالی هم در حال حاضر داشتن یه گوشی اندرویده که از دریچه اون بتونند خوشحالی شونو به صورت لایو یا غیر لایو به رخ بکشند، اما اینکه چه چیزی را به رخ بکشند هم مسئله است... سقف آرزو و توانمندی خیلی از پدر و مادرا شده تأمین هزینه های خوشحالی فرزنداشون و البته ناگفته نماند که غالبا هم در مقابل توقعات فزاینده اونا کم می یارند . توفیق در خودنمایی هم ، در غیاب پول، به جز برخورداری از گوشی اندروید یا نرم افزار اینستاگرام به خلاقیت و اعتماد به نفس احتیاج داره که جزء کالاهای بسیار کمیاب در جهان سوم است، این کار به شخصیت های سالم احتیاج داره که به زیور هنر آراسته باشند، یا نه عکس گرفتن از مکانها ، امکانات و غذاهای لاکچری که در کشور ما به راحتی و بدون دغدغه، نه با مشقت و جان کندن، فقط نصیب بعضی از اشخاص می شود که هنر نیست.... و نمایش چهره غلط از خود هم که نه تنها هنر نیست که احتمالا بیماری است.... آن یکی پرسید اشتر را که هی از کجا می آیی ای فرخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 13:06

دلم برای آدما می سوزه. بیچاره ها خیال می کنند عقل دارند، خیال می کنند اختیار دارند، آدما خیلی بی پناهند، خیلی زمینه می خواد تا آدمی پناه خودش بشه، تا آدمی تکیه گاه خودش بشه، آدما اگه جنسشون مرغوب نباشه خیلی ضعیف و شکننده می شند، شگفتی اینجاست که همین آدمای ضعیف تا زمینه رو مساعد ببینند،تا ضعیف تر از خود ببینند ظالم و زورگو می شند،چقدر تاسف انگیزه زورگویی ضعفا و چقدر قشنگه عشق و محبت اغنیا و اقویا،اما چقدر کم اند اقویا و اغنیا در جماعت آدما....هنوز تو حیرت اون آیه ام که انسانو همزمان ظلوما جهولا خونده...پس جهل و ظلم خیلی به هم ربط دارند....جهل و ظلم....آدما چقدر بیچاره اند..... خیلی دوستشون دارم...... + نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ساعت 13:5 توسط طاغی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 13:06

دوربین واقعیت ها را نشان می دهد. همیشه شیطنت و آزادی تصویربرداران در برنامه های زنده به چشمم می آید. البته تا آنجا که به حریم اخلاق و حرمت افراد تجاوز نکنند... گاهی از دست شان عصبانی می شوم. می توانند اخلاقی تر عمل کنند، اما در مجموع یک نوع گریز از سانسور و شیطنت لذت بخش را در کار آنها می بینم. گاهی دو سخنرانی در تصویر جاری است، خطیبی که با حرارت نطق می کند و تصویر که خاموش حرف می زند. من خیلی وقتها محو تصویر می شوم... + نوشته شده در یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ساعت 17:3 توسط طاغی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 13:06

اغلب خانواده های ایرانی به مدد نفوذ شبکه های اجتماعی، مناقشات سیاسی پردامنهای را در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، تجربه کردند. در مناقشات گروهی تلگرامی، من خیلی سعی کردم خویشتندار و منطقی باشم و با استناد به اصول و آموزه های علم سیاست، به روشنگری بپردازم. البته جهت گیری سیاسی و جنس رأیم معلوم بود، اما به هیچ وجه قصد تبلیغ و ترویج آن را نداشتم، من به دهها دلیل عرق فوق العاده ای به خانواده دارم. به نظر من خانواده واقعی ترین نهاد اجتماعی در ایران است که حیات اجتماعی را اصولا امکان پذیر کرده است و من حاضر نیستم به عالمی بفروشم چیزی از سر مویش. با این حال از برخی از مواضع می رنجیدم و بر برخی از دیدگاهها افسوس می خوردم، دیدگاهها و مواضعی که به نظرم به ناحق القا شده بود، لذا تصمیم گرفتم از حق قانونی خود برای ابراز وجود و گفت و گو استفاده کنم و بگویی نگویی اندکی به آموزش سیاست بپردازم. می خواستم احترام به نظر مخالف را درعمل نشان دهم. می خواستم معنای پایبندی به قانون بازی و قاعده دموکراسی و گردن نهادن به انتخاب اکثریت را در عمل نشان دهم. می خواستم طرفین مناقشه که خودم هم لاجرم به یکی از آنها تعلق داشتم را به این نکته توجه دهم که همه ما داریم در چارچوب قانون اساسی رقابت می کنیم و درباره نامزدهایی که از فیلترهای نظام گذشته اند فکر می کنیم و تصمیم می گیریم. می خواستم بگویم بیایید بر سر برنامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 13:06

"شلغم به دو برگه" (معلومه). این ضرب المثل را خیلی از زبان پدر می شنیدم و هیچ گاه هم از او نپرسیدم دقیقا منظورش چیست، چون حس می کردم معنیش را می دانم. اما مدتی است که فهمیده ام معنای خیلی از چیزها را نمی دانستم و خیال می کردم که می دانم. پدر وقتی این جمله را به کار می برد که وضعیت حال و آینده ی فرزندان را بر مبنای دوران کودکی آنها قضاوت می کرد. او وقتی این چهار کلمه را می گفت؛در گفتارش باوری از جادامه مطلب

برچسب: دانستم,پرسیدم, نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:58

اردیبهشت 71 بود. شب بود و صغری تک و تنها در اتاق درس می خواند، تلویزیون روشن بود و اخبار پخش می کرد. صغری دانش آموز سال چهارم دبیرستان بود و فکر می کرد به اقتضای رشته ی تحصیلی ای که دوست دارد در دانشگاه بخواند حتما باید اخبار را ببیند و بشنود. او حواسش به خبرها بود که ناگهان در جایش میخکوب شد؛ با شنیدن خبری که تأیید می کرد رئیس جمهور قرار است به نهبندان بیاید. هنوز تصویر مصاحبهی آقای هاشمی رفسنجانی در فرودگاه مشهد به وضوح جلوی چشم صغری قرار دارد و لحن صدایش هم که می گفت: "قرار است به جنوب خراسان برویم" در گوش او می پیچد. او جنوب را به غلظت و با فتح "ج " تلفظ کرد.... صغری با شنیدن این خبر دادامه مطلب

برچسب: آفتاب,سوخته, نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:46

« ما نمی توانیم زمان از دست رفته را بازیابیم، مگر اینکه خودمان تغییر کنیم، مگر اینکه آنچه را کیرکگور در تکرار ، دومین نیروی آگاهی می نامد؛ ظاهر کنیم. دون ژوان چون تغییر نمی کند هیچ چیز به دست نمی آورد. آن کس که تبدل می یابد می تواند همه چیز را بازیابد»... ژان وال ، در مقدمه کتاب ترس و لرز، نوشته سورن کیرکگور، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، نشر نی «قال یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک، فانظر ماذا تری، قال یا ابت افعل ما تؤمرستجدنی انشاءالله من الصابرین» این عبارت ملکوتی را نخستین بار در کتاب بینش اسلامی سال آخر دبیرستان خواندم ، همان سال که درگیر ماجرای ایمان بودم . ایمان و علم و عمل که در شهودادامه مطلب

برچسب: ترس,لرز, نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:46

از آخرین باری که وبلاگمو به روز کردم خیلی اتفاقا افتاد. منم مثل بیشتر شهروندا بهشون فکر کردم و با خودم تحلیل و تأملاتی داشتم، اما دست و دلم به نوشتن نرفت که نرفت. هاشمی رفسنجانی درگذشت و به قول خیلی ها عاقبت به خیر شد ، زندگی و مرگ او برای نظام پر از خیر و برکت بود، تشییع جنازه اش هم؛ هر چند به روشنی گواهی نشد. جمعی ادعا می کردند عشق اکبر است ، اما مهم سیاهی لشکر بود.... و پلاسکو که آن هم به تشییع جنازه ای دیگر انجامید و کشوری و لشکری و هنری و ورزشی برایش کم نگذاشتند و کرکس سیاست هم ، که همیشه بر فراز لاشه ها پرواز می کند، بر فراز فرش قرمز پرید تا از کارناوال پلاسکو جا نماند. ملت همیشه در ادامه مطلب

برچسب: هاویه, نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:46

تا اول اردیبهشت چیزی نمونده . اول اردیبهشت 81 روزیه که من اومدم تو این دستگاه و به عنوان کارمند رسمی، مشغول کار شدم. قبل از اون 4 سال به صورت قراردادی، تو ریاست جمهوری کار کردم. دوره اصلاحات بود و من در اداره کل سیاسی مشغول کار بودم. به خیلی از اسناد و مکاتبات و بولتن ها دسترسی داشتم. سرمون هم خیلی شلوغ بود. پی نوشت های رئیس جمهور بر نامه هایی که محتوای اونها تیتر اول رسانه ها می شد؛ در اختیارم قرار می گرفت و باید به عنوان کارشناس امور سیاسی، اعلام نظر می کردم. سرم به شدت شلوغ بود و کارم تا حدی مرتبط با رشته تحصیلی ام. از پایان نامهم هم در همون دوره دفاع کردم.( اردیبهشت 79 که back date خوردادامه مطلب

برچسب: ویرانه, نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:46

ساعت 6:30 که یه هو از خواب پریدم ویادم اومد امروز شنبه است؛ خیلی ناراحت شدم، نه از اینکه که دیر بیدار شده بودم و هیچی سر جاش نبود... گاز خاموش شده بود، خورشت نپخته بود، وقتی نبود که برای ناهار برنج دم کنم ، چایی نذاشته ام ، صبحانه آماده نیست ، دیر می رسم اداره و.... از اینا ناراحت نشدم، اصلا از اینکه شنبه است و یک هفته جدید شروع شده و خیلی سریع ، بی خیال همین دیروز که نوروز بود ؛ دوباره همه چی مثل پارسال و پیرار و سال های قبل شده ناراحت نشدم؛ اما خیلی افسوس خوردم که وقت نکردم برم ثبت نام کنم برای انتخابات ریاست جمهوری. خیلی بعیده تا ساعت 24 امروز هم موفق بشم....البته کسی هم نیست به نفعم بره کادامه مطلب

برچسب: وقت,نکردم,برم,ثبت,نام, نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:46

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور

پدر را بازپرس، آخر کجا شد مهر فرزندی؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 7:53 توسط طاغی |

برچسب: بدون,شرح, نویسنده: امیر صفری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:46

صفحه بندی